FA | EN | AR
صفحه نخست
جمعه ۳ اسفند ۱۳۹۷
 عکس بالای منو


 اخبار 
وضع علم‌ ، تفکر و تمدن اسلامی - قسمت چهارم و پایانی
در گفتگوی استادها: محقق داماد، داوری، دینانی، احمدی، ‌اعوانی و جعفریان / گفتگو: حامد زارع





اشاره: چندی پیش میزگردی در فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران به اهتمام استاد دکتر محقق دامادپیرامون وضع علم‌، تفکر و تمدن اسلامی تشکیل شد و مباحث متنوعی پیرامون موضوع یاد شده با حضور استادان : دکتر سید مصطفی محقق داماد ، دکتر رضا داوری اردکانی، دکتر غلامرضا اعوانی، دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، دکتر احمد احمدی و دکتر رسول جعفریان صورت گرفت‌. بخش‌های نخست این گفتگو به نقل از« نامه فرهنگستان» در شماره پیشین گذشت‌. آنچه می خوانید بخش پایانی این گفتگو است .


***


دکتر محقق داماد:‌ فقها با علم مخالفت نکرده‌اند، بلکه این برخی از متدینین بودند که با علم مخالف بوده‌اند. توجه داشته باشید که دین غیر از دانش فقه است. در تاریخ اندیشه اسلامی ما هیچ‌گاه از موضع فقاهت با علم و دانش مخالفت نشده است. اتفاقاً نقش فقها در این ماجرا نه تنها نکوهیدنی نیست. بلکه ستودنی است. برخی از متدینین در هر برهه‌ای از تاریخ هستند که با تمسک به یک حدیث و یا یک خبر، حکم به حرمت یک مسئله مورد بحث می‌دهند. فقیه در این ماجرا با تشبث به عدم حجیت خبر واحد، آن حدیث و خبر را نادیده می‌گیرد و حکم به حرمت آن مسئله نمی‌دهد. فقه هیچگاه نمی‌تواند مخالف با پیشرفت و علم باشد.

دکتر جعفریان: اتفاقا ما در فقه خودمان علم به عنوان واجب کفایی طرح شده است. به معنی اینکه تا اندازه‌ای بیشتر لازم نیست که جامعه به دنبال علم برود. فقیه با استناد به فقه خودمان می‌تواند حکم به کسب علم در حد ضرورت کند نه بیشتر!

دکتر محقق داماد: آنهایی که آمدند به استناد چند خبر بلندگو را حرام اعلام کردند...

دکتر جعفریان: چرا خودتان را به عنوان یک فقیه از آن عده دیگری که اتفاقاً آنها هم فقیه هستند جداً می‌کنید؟ هم شما که جواز می‌دهید و هم آنهایی که حکم به حرمت می‌‌دهند، هر دو فقیه هستید.
شما دارید از فکر درست استفاده از بلندگو حمایت می‌کنید. آنهایی که مخالف استفاده از بلندگو بودند هم فقیه هستند. شما نمی‌توانید نگرش فقهی خود را غالب بر دیدگاه‌های دیگر فقهی بکنید.

دکتر محقق داماد:‌ من یک سوال از شما دارم. طب اسلامی که این روزها خیلی تبلیغ و ترویج می‌شود، از درون فقه بیرون آمده است، یا از درون چند خبر و حدیث؟ قطعاً طب اسلامی هیچ ربطی به دانش فقه ندارد و توسط برخی از دین‌مداران و سنت‌مداران پیگیری می‌شود. وقتی بنده از فقها در برابر متدینین صحبت می‌کنم، در واقع از نظام فکری مدون‌شده در دانش اصول که ثمره‌ای همچون آخوند خراسانی می‌‌تواند به بار بیاورد که همو مجوز مشروطه را صادر کند صحبت می‌کنم.

دکتر جعفریان: شما نمی‌توانید تفاوت زیادی میان فقها و متدینین بگذارید. بالاخره درهمان صد و اندی پیش شیخ‌فضل‌الله نوری هم وجود داشت که حکم به حرمت مشروطه داد. او هم عالمی اصولی بود و از دانش فقه برخوردار بود. تصور می‌کنم در این زمینه‌ای که داریم بحث را به پیش می‌بریم، مثال‌های فراوانی می‌توانیم بزنیم. مسئله این است که روش‌هایی وجود دارد که گاهی زیاد فقیهانه است و گاهی کم فقیهانه است. وگرنه بحث خارج از علم فقه نیست. الان در قم و در مرکز نور که زیرنظر مرجعیت هم اداره می‌شود، سی‌دی‌هایی با محتوای طب اسلامی تکثیر و پخش می‌شود. آیا اینها فقهی نیست؟
دکتر محقق داماد: فقهی نیست، دینی است.

دکتر دینانی: مگر فقیه بی‌دین هم داریم؟!

دکتر محقق داماد: عجب!

دکتر جعفریان: بحث شما ناظر بر امر درست در نسبت با امری که رواج دارد. نگاه شما تاریخی نیست. به عبارت دیگر شما می‌کوشید نظر درست خود را بیان کنید. در حالی که ما در اینجا نسبت به آنچه رواج داشته بحث می‌کنیم. متأسفانه در این جمع نگاه تاریخی یا اساساً نادرست و یا مورد غفلت قرار دارد.

دکتر محقق داماد: خواهش می‌کنم دقت کنید. اتفاقاً من اهل ارزیابی و درستی و نادرستی نیستم؛ بحث من تاریخی است. در طول تاریخ متدینینی بوده‌اند که من حیث‌انه دین برخی از امور مخالفت می‌ورزیدند،‌ نه من‌حیث انه فقه.

دکتر جعفریان: همچنان معتقدم که سخن شما ناظر بر روش درست است و این سخن شما که روش درست فقهی چیست برای یک جمع متشکل از طلبه‌ها بسیار قانع کننده است. اما همین سخن شما اگر معطوف به هزار‌سال تاریخ اندیشه اسلامی باشد و مصر باشید که اثبات کنید فقه هیچگاه در برابر علم نایستاده است، برای فلاسفه و الهی‌دانان و تجربی مسلکان قانع کننده نمی‌تواند باشد.

دکتر محقق داماد: شاه‌آبادی که مدعی عرفان بود دستور داد مشروب خانه‌ها را آتش‌بزنند، نه فقها!

دکتر جعفریان: مگر فقها دستور نداده‌اند کتبی که از دیدگاه آنها ضاله است آتش زده شود؟

دکتر محقق داماد: ضاله خواندن یک رساله از سوی فقها مبتنی بر یک متد و روش شناسی است. اما شاه‌آبادی می‌گوید من به ذات اقدس الهی متصل شدم و از او دستور شکستن و آتش زدن و کشتن گرفته‌ام.


*
جناب آقای دکتر جعفریان! اجازه بدهید این بحث را به فقه به سمت فلسفه ببریم. آیا شما با این گفته دکتر دینانی موافق هستید که هیچ فیلسوفی را نمی‌توانیم بیابیم که مخالف علم بوده باشد؟

دکتر جعفریان: خیر! این سخن ایشان هم محل تردید است. نظام کلیاتی که ارسطو مطرح می‌کند و مثل افلاطون را به کناری می‌نهد، سبب ساز ذهنیتی انتزاعی می‌شود که چه بسا به علم ستیزی و یا حداقل علم‌گریزی ختم شود.

دکتر دینانی: اولا ارسطو در بی‌توجهی به نظریه مثل افلاطون کار اشتباهی انجام داده است. ثانیاً همین ارسطو جمله‌ای دارد که 2500 سال است به صورت ضرب‌المثل به کار برده می‌شود: «مَن فَقَد حساً فَقَدْ فَقَدَ علماً» هرکس که فاقد یک نوع حس باشد، فاقد یکنوع شناخت است. ارسطو و هیچ فیلسوف دیگری در تمدن اسلامی مخالف حس نیستند. چرا که مخالفت با حس، مخالفت با شناخت است و مخالفت با شناخت، مخالفت با علم است. شما یک فیلسوف به من نشان بدهید که مخالف حس باشد؟ هیچ فیلسوفی مخالف علم نیست. اگر می‌توانید یک نمونه برای بنده بیاورید که فیلسوفی مخالف علم بوده باشد.

دکتر محقق داماد: من می‌توانم یک نمونه برای شما شاهد مثال بیاورم؛‌ ابن‌‌سینا!

دکتر دینانی: کجا؟

دکتر محقق داماد: در کتاب شفا و در مبحث استقراء که پایه علم محسوب می‌شود، استقرارا به چیزی نمی‌گیرد و آن را بی‌ارزش قلمداد می‌کند. «الاتقاقیه لایکون دائمیه و لا اکثریا و هذا دائمی فلیس»

دکتر دینانی: جمله‌ای که شما خواندید به معنی انکار استقراء نیست.

دکتر محقق داماد: به معنی بی‌ارزشی استقراء که هست.

دکتر دینانی: خیر! ابن سینا در اینجا می‌خواهد بگوید ارزش استقراء از نظر یقین به اندازه قطعیت برهان نیست. ولی همو می‌گوید بدون استقراء نمی‌توان به علم رسید.

دکتر محقق داماد: ابن سینا در اثنای ناسزاگویی به زکریای رازی هم به علم توهین می‌کند! او به رازی می‌گوید تو به عنوان کسی که صبح تا شب سروکارت با تجربه ادرار و قاروره است، از مسائل فکری سر در نمی‌آوری و هیچ نمی‌فهمی...

دکتر دینانی: ابن سینا خطاب به متفکری که معتقد است همه انبیاء الهی در زمین فساد ایجاد کرده‌اند می‌گوید: شما که سروکارت با قاروره هست، درباره الهیات صحبت نکن...

دکتر جعفریان: اجازه بدهید به بحث اول دکتر محقق داماد درباره ارزش استقرا نزد ابن سینا برگردیم که از نظر بنده اهمیت بیشتری نسبت به طعنه ابن سینا به زکریای رازی دارد. زمانی که یکی از خلفای عباسی پزشکان بغداد را جمع می‌کند و از آنان درباره روش پزشکی آنان می‌پرسد. پزشکان در پاسخ می‌گویند ما دو گروه هستیم. عده‌ای از کلی به جزئی می‌رسیم و عده دیگر از جزئی به کلی می‌رسیم.
خلیفه از آنان خواست تا توضیح بیشتری دهند. آنان هم در توضیح گفتند گروهی از ما که از کلی به جزئی می‌روند، معتقدند یک اصول کلی وجود دارد نظیر این‌که اگر انسان در هوای گرم بماند، اسهال می‌گیرد. این یک قاعده کلی است که علی‌الاصول نباید در جزئیات رد شود. اما گروهی از ما که از جزئی به کلی می‌روند، سراغ تک‌تک کسانی که اسهال گرفته‌اند می‌روند و دلیل هر کدام را بدون در نظر گرفتن اصول کلی ریشه‌یابی می‌کنند خلیفه هم پس از شنیدن توضیحات پزشکان می‌گوید به نظرم روش جزئی به کلی صحیح‌تر است. پزشکان عملی بغداد هم خودشان بر همین روش تکیه و تأکید می‌کنند.
غرضم از ذکر این مطلب این بود که بگویم فرمایش آقای دکتر ابراهیمی دینانی در دفاع از ابن‌سینا و درباره این‌که ارزش استقراء به قیاس خفی است متین است، وگرنه اصلاً قیاس را نمی‌توان برهانی دانست.
ولی وقتی کسی این حرف را می‌زند عملاً به این معنا است که در تصور عمومی این ذهنیت پیدا می‌شود که استقراء به درد زباله‌دان می‌خورد!

دکتر دینانی: ابن سیناکه به دلیل اینکه کسانی پیدا می‌شوند و مطلبش را بد می‌فهمند و تصور عمومی به خطا می‌رود،‌ نمی‌تواند حقیقت را نگوید.

دکتر جعفریان: فقط بد فهمیدن نیست. خود پزشکان بغداد می‌گویند ما تحت تأثیر نظام کلی ارسطویی، طب را از کلی به جزئی برده‌ایم، به جایی هم نرسیده‌ایم. تأثیر نظام فلسفی ارسطویی و در تداوم آن تفکر ابن‌سینا بر پزشکان تمدن اسلامی واکنش مناسبی نداشته است. چرا که این افراد نتوانستند بفهمند استقراء درست است و با فلسفه مشاء به این نتیجه رسیده‌اند که استقراء امری بیهوده و چرند است. این چه تلقی از ابن سینا در تمدن اسلامی است؟

دکتر دینانی: به حضرت حق قسم اگر ابن سینا نبود، همه ما در کنار ابوبکر بغدادی شمشیر کشیده بودیم و مسلمان و غیر مسلمان را از دم تیغ می‌گذراندیم.

دکتر جعفریان: بله، در این مورد حرف شما را قبول دارم

دکتر محقق داماد: در این مطلب شکی نیست.

دکتر اعوانی: ضرر علم جدید به خاطر جنبه الهی دانش هزاران برابر بیشتر از خطر علم قدیم است که به قول شما در کلیات باقی مانده است.

دکتر دینانی: بله! قبول دارم که علم جدید سکولاراست اما یک سؤال از خدمت شما دارم. اگر فقها و عرفا و فلسفه ما هر کدام به نحوی، یکی از روی نادانی و دیگری از روی دانایی در برابر این سکولاریسم ایستادگی نکرده بودند و امروز ما از اروپایی‌ها سکولارتر بودیم، خوب بود یا بد؟

دکتر اعوانی: فرض شما این است که علم جدید، پیشرفت است، اما به نظر من انحراف است.

دکتر جعفریان: من قبول ندارم که علم جدید سکولار است. همین علومی که شما سکولار می‌نامید درقرن سوم و چهارم هجری نزد زکریای رازی و ابوریحان بیرونی وجود دارد. همین علم جزئی تجربی که شما می‌فرمایید از اثرات تمدن جدید است، در ذهن بیرونی وجود دارد. با این تفاوت که ابوریحان بیرونی یک آدم الهی است. من مبنای این تقسیم‌بندی علم سکولارو علوم قدسی را که در صد سال اخیر بسیار ترویج شده است مورد تردید و خدشه می‌دانم. نمی‌توانیم همه معارف جدید را به اسم سکولاریسم به کناری بگذاریم و به علم کلی اکتفا کنیم که نتیجه‌اش را هم در تاریخ صفویه به این سو می‌بینیم.

دکتر دینانی: به نظر من سکولاریسم از ازل تا به ابد وجود داشته و دارد و چیزی نیست که مختص به غربی‌ها و تمدن جدید داشته باشد. آن چیزی که به تمدن جدید غربی‌ اختصاص دارد،‌ رواج سکولاریسم است، نه تأسیس سکولاریسم! سکولاریسم از ابتدا وجود داشته است و نیازی به کشف و اختراع نداشته است، بدین ترتیب زکریای رازی و ابوریحان بیرونی و ابن خلدون شخصیت‌های علمی هستند که در زمان خودشان سکولار بوده‌اند و البته اندک شمار هم بوده‌اند.
دکتر اعوانی: درست است که ابوریحان بیرونی حکیم نبوده است، اما هموبا ابن‌ینا مکاتبه می‌کرده است. درست است که ابوریحان بیرونی دقیق‌ترین آزمایش‌های تجربی و علمی را انجام می‌داده است، اما بی‌بهره از حکمت هم نبوده است. به عبارت بهتر دچار سوبژکتیویسم نبوده است، بنابراین سکولارهم نبوده است. اما این مطلب که آقای دکتر جعفریان درباره کلی‌بودن علم در دوره قدیم مطرح کردند هم شایسته نقد است. به نظر بنده علم تا زمانی که کلی نباشد، نمی‌تواند علم باشد! یک ریاضیدان هیچ سروکاری با جزئیات ندارد و در اتاق خودش می‌نشیند و بی‌توجه به جهان‌بیرون، احکام ریاضی را به دست می‌آورد. اینکه فلاسفه قدیم توصیه می‌کرده‌اند که برای فیلسوف شدن...

دکتر محقق داماد: آقای دکتر اعوانی! ریاضیدان که روی سرما جای دارد. اما حرکت که یک امر طبیعی است همه توسط استدلالات عقلی توجیه شده است. پزشکی هم همین بوده است.

دکتر اعوانی: ولی این مطلب، سخن من را نفی نمی‌کند.

دکتر جعفریان: از منظر آقای دکتر اعوانی همه اینها اشتباه کرده‌اند؛ غافل از این‌که این روش فلسفی که ایشان از آن دفاع می‌کنند، در تاریخ ما را به جایی نرسانده است. هرچند که این روش فلسفی صحیح هم بوده باشد. مسأله من این بود که عقب‌ماندگی امروز ما چه نسبتی با معرفت شناسی ما دارد؟ آقای محقق داماد که از فقها دفاع می‌کنند، آقای دکتر ابراهیمی دینانی هم از فلسفه دفاع می‌کنند، آقای دکتر اعوانی هم که از دانش‌اعلی و حکمت خالده دفاع می‌کنند. ظاهراً در این میان تنها چیز مذموم، تمدن جدید است که من درباره آن معتقدم باید بحث کنیم.

روزنامه اطلاعات؛ چهارشنبه ۱۹ مهرماه ۱۳۹۶- روابط عمومی و امور بین‌الملل بنیاد بوعلی‌سینا ۲۴ مهر ۱۳۹۶ ۱۳:۱۴
 آمار نظرات 
میانگین امتیاز کاربران: 0.0 (0 رای)
نظرات کاربران | نظر دهید | امتیاز دهید
 نظر جدید 

امتیاز شما :
 
نام فرستنده :  
ایمیل :    
عنوان : *
توضیح : *
لطفا کدی را که در شکل زیر می بینید، وارد کنید:
(کوچک یا بزرگ بودن حروف مهم نیست)
  *
 
* = ضروری


 فهرست نظرات 

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

 


 ابزار 
نقشه سایت نقشه سایت
نسخه چاپی
ارسال به دوستان ارسال به دوستان
انتقادات و پیشنهادات انتقادات و پیشنهادات
افزودن به آدرس‌های برگزیده افزودن به آدرس‌های برگزیده

طراحی سایت و پورتال، هاست و سرور اختصاصی - رادکام